ساب دورال هماتوما
خلاصه مقاله
پاتولوژی رایج در جراحی مغز و اعصاب است که اغلب با عوارض و مرگ و میر قابل توجهی همراه است و گاهی اوقات برای تخلیه نیاز به عمل جراحی دارد.و از علایم ان می توان به ،افت فشار خون داخل جمجمه، آتروفی مغزی، یا ناهنجاری عروق مغزی پاره شده (آنوریسم، ناهنجاری شریانی وریدی،) اشاره کرد
#پاسخ_کیس
#Non_traumatic_SDH
▫️تعریف کلی:
Subdural Hematoma
aSDH
پاتولوژی رایج در جراحی مغز و اعصاب است که اغلب با عوارض و مرگ و میر قابل توجهی همراه است و گاهی اوقات برای تخلیه نیاز به عمل جراحی دارد.و از علایم ان می توان به ،افت فشار خون داخل جمجمه، آتروفی مغزی، یا ناهنجاری عروق مغزی پاره شده (آنوریسم، ناهنجاری شریانی وریدی،) اشاره کرد
Non traumatic SDH
زیرمجموعه ای نادر از بیماری با aSDH خود به خود است که با پاره شدن آنوریسم همراه است و منجر به خونریزی subarachnoidمی شود همچنین در این مورد پارگی آنوریسم Internal carotid artery، PCOM شایع ترین هستند و تقریباً 50٪ کیس ها را تشکیل می دهند به خصوص در نقاطی که عنکبوتیه بسیار نازک باشد و یا در مواردی که چسبندگی بین آنوریسم کورتیکال و عنکبوتیه وجود داشته باشد.و آنوریسم MCA قشر کمتر شایع است.
▫️کیس مورد بررسی یک خانم ۷۱ساله بوده که با سردرد و استفراغ و بدون سابقه فشار خون و مصرف داروی خاصی به درمانگاه مراجعه کرد او از سابقه ۲سردرد ناگهانی یکی در ۲هفته و دیگری در ۶ هفته گذشته شکایت داشت ، CT بیمار نشان داد که دارای aSDHs در لوب تمپورال چپ با MLSبوده است.
آزمایشهای اولیه نورمال بود. با توجه به علت ناشناخته بودن aSDH غیر تروماتیک، CTA انجام شد و یک آنوریسم داخل جمجمه در انشعاب دیستال M1 شریان میانی مغزی چپ یافت شد Emergent craniotomy همراه با تخلیه هماتوم در سمت چپ مغز انجام شد. آنوریسم داخل جمجمه ای در شریان مغزی میانی چپ در این عمل تحت جراحی قرار گرفت. و همچنبن چسبندگی های آشکاری در حین عمل بین آنوریسم و غشای عنکبوتیه مشاهده شد و بیمار بعد از دو هفته با بهبودی ترخیص شد.
▫️بررسی سایر مقالات مروری و درمان:
مروری بر گزارش های که به aSDH ناشی از آنوریسم پرداختند نشان میدهد که در این موارد سردرد شایع ترین علامت اولیه است. و با این حال،کما، استفراغ و حالت تهوع نیز به عنوان علائم ثانويه گزارش شدهاست.و DSA روش تشخیصی ترجیحی است زیرا قادر به ردیابی محل آنوریسم و شناسایی رابطه بین آنوریسم و شریان مجاور است. با این حال،خطر نشت ماده radiocontrast در طول روش های DSA وجود دارد. درمقایسه با,CTA,DSA, بازه زمانی تشخیصی کوتاهتری دارد و به ویژه برای بیماران بدحال مفید است گزینه های درمانی برای aSDH شامل رفع فشار، تخلیه هماتوم، ventricular drainage در کنار درمان محافظه کارانه پیشنهاد شده است. در صورت عدم وجود نقص انعقادی می توان از EVD استفاده کرد. با این حال، جراحی the compressiveوتخلیه هماتوم برای جلوگیری از پیامدهای نامطلوب مانند نقص حرکتی یاحسی توصیه می شود. اگر چه یک مورد نادر برای aSDH است، اما آنوریسم باید به عنوان تشخیص علت غیر تروماتیک در نظر گرفته شود.
https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC7402739/
گردآورنده: دکتر نیکو سپهریان
مارا به دوستان خود معرفی کنید🌱
🆔 @Neurosurgery_association
🆔 @Neurosurgeryassociation
🆔Linkedin
🆔neuro-surgery.info
مقالات مرتبط
مننژیوما
مننژیوما یکی ازتومورهای اولیه سیستم عصبی مرکزی است که در نخاع یا مغز بروز میکند و منشأ تومور از سلولهای مننژ و عنکبوتیه است. این تومور معمولاً خوشخیم است.تشعشعات یونیزان ، ریسک بیماری را از شش تا ده برابر بیشتر است. سندروم ارثی میتوانند زمینه را برای بروز مننژیوما فراهم کنند.مانند نوروفیبروماتوز نوع 2 (NF2) , Li-Fraumeni، Gorlin، von Hippel-Lindau، بیماری Cowden و نئوپلازی غدد درون ریز متعدد (تیپ1). هورمونهای جنسی بهعنوان عوامل خطر دیگر برای ایجاد مننژیوم مطرح میشوند. افزایش بروز بیماری پس از بلوغ در زنان (2:1 در مقابل مردان) و همچنین در طول دوره باروری (حدود 3:1) مطرح کننده این موضوع میباشد. ویژگی بافت شناسی پاتوگنومونیک مننژیوم، تشکیل whorls است که در نهایت به اجسام پساموما تبدیل می شوند. نشانگرهای ایمونوهیستوشیمی برای شناسایی مننژیوم عبارتند از: آنتی ژن غشای اپیتلیال، گیرنده سوماتوستاتین 2A، گیرنده پروژسترون و گیرنده استروژن ؛ آنتی ژن غشای اپیتلیال میباشد. WHO براساس ویژگی های هیستوپاتولوژیک: فعالیت میتوز ، تهاجم مغزی، و یا حداقل سه ویژگی تهاجمی دیگر مانند sheeting ، نسبت هسته به سیتوپلاسم بالا، هسته برجسته، سلولاریتی بالا و نکروز خود به خودی ، مننژیومها را طبقه بندی کرده و سه درجه بدخیمی را ذکر کرده است: مننژیوم های درجه یک می توانند طیف وسیعی از الگوهای بافت شناسی مختلف را ارائه دهند این الگوها عبارتند از: مننژوتلیال و فیبروز ، انتقالی، psammomatous,، angiomatous,، microcystic,، ترشحی، غنی از لنفوپلاسمیت و متاپلاستیک. از معیارهای طبقه بندی طیف درجه 1 : نرخ میتوز پایین، 4 در 10 HPFs و عدم تهاجم مغزی میتوان اشاره کرد. مننژیوم درجه 2 حداقل 3 ویژگی از ویژگی های زیر است: افزایش سلولاریتی، سلول های کوچک با نسبت بالای هسته به سیتوپلاسم، هسته برجسته، رشد مداوم بدون الگو یا رشد ورقه مانند، و کانون های نکروز خود به خود یا جغرافیایی. این طیفمی توانند بافت شناسی سلولی واضح و کوروئیدی داشته باشند. مننژیوم درجه 3 با ویژگی های بافتی بدخیمی تعریف میشود. چنین ویژگی هایی شامل سیتولوژی بدخیم (مانند ظاهری شبیه به سارکوم، کارسینوم یا ملانوم) یا شاخص میتوزی بالا است. زیرگروه هایی که دارای پتانسیل بیشتری برای تکثیر هستند، با درجه های II و III همراه هستند. اکثرا بدون علامت هستند ولی به محل درگیری ارتباط دارند. مننژیوم ها در تمام قسمت های جمجه یافت میشوند؛ خصوصا در ناحیه پاراساژیتال، و به دنبال آن فاکس، سینوس کاورنوس، توبرکلوم سلا، Lamina Cribrosa، تورامن مگنوم و Torcular Zones. علائمی همچون سردرد ، نقایص نورولوژیک کانونی یا تشنج عمومی و جزئی ، تیپیکال هستند. تغییرات شخصیتی، سردرگمی و تغییر سطح هوشیاری را میتوان مشاهده کرد و ممکن است به اشتباه به عنوان زوال عقل یا افسردگی تشخیص داده شود. مننژیوم های ستون فقرات اغلب در ناحیه توراسیک قرار دارند. هر فردی که اخیراً تشنج های او شروع شده یا علائم عصبی کانونی دارد که احتمال میرود با توده داخل جمجمه ارتباط داشته باشد، باید تحت تصویربرداری رزونانس مغناطیسی از مغز قرار گیرد. تشخيص آن راديولوژيك است و اگر تصويربرداري قویا حاكي از مننژيوم باشد، بيوپسي(روش تشخیص قطعی) اجباري نيست. در هر روش تصویربرداری، مننژیوم ها ویژگی های بسیار مشخصی را نشان می دهند که امکان تشخیص دقیق آنها را فراهم می کند و امروزه حتی سرنخ هایی برای تشخیص های بافت شناسی نیزارائه میدهند. بیشتر توده های کانونی و خارج محوری مننژیوم هستند و گاهی اوقات وجود جریان(شکاف) CSF در مجاورت تومور دیده می شود. تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) روش استانداردی برای تشخیص رادیولوژیکی و نظارت بر مننژیوم است. میتوان از آن برای افتراق بین عود مننژیوم های تحت درمان با جراحی و تغییرات رادیولوژیک مرتبط با درمان (مانند ضخیم شدن دورا) استفاده کرد. در CT، کلسیفیکاسیون داخل ضایعه تغییرات استخوانی(هیپراستوز)، افزایش علائم عروقی و کلسیفیکاسیون پساموماتوز نیز دیده میشود. در اسکن های CT و MRI، مننژیوم ها به صورت بدون تکیه و یا ساقه دار(dural tail) با ظاهری ایزودنس و لکه مانند(به دلیل تشکیل عروق) دیده میشوند. مننژیوم خوش خیم دارای dural tail ضخیم و تقویت کننده کنتراست خواهد بود.نکروز مرکزی (hypointense T1، غیر تقویت کننده) را می توان در هر دو مننژیوم خوش خیم و بدخیم مشاهده کرد. درگیری عروق مغزی یک ویژگی شایع است، به ویژه برای مننژیوما های قاعده جمجمه، که ممکن است به شریان های کاروتید و بازیلار یا شاخه های آنها نزدیک شود. برای مننژیوم قاعده جمجمه، 18-fluoro-ethyl-tyrosine PET می تواند به تشخیص کمک کند. سایر تشخیصهای افتراقی شامل دیگر بیماریهای عفونی، التهابی یا نئوپلاستیک است که دورا یا فضای ساب دورال را درگیر میکنند، مانند متاستاز سایر تومورها، پلاسماسیتوما، لنفوم، تومور فیبری منفرد، گلیوسارکوم، سارکوئیدوز، گرانولوماتوز و سل. درمان 1)جراحی: برای تومورهای در حال رشد و علامت دار، استاندارد مراقبت یک رویکرد جراحی است. مکان نوروآناتومیک تومر، رویکرد جراحی را تعیین میکند؛ به طور مثال تومورهای پاراساژیتال ، با وجود سطحی بودن اما به دلیل درگیری سینوس ساژیتال ، پیچیده محسوب میشوند. تکنیکهای جدید جراحی شامل رویکردهای آندوسکوپی، جراحی هدایتشده با تصویر، مانیتورینگ عصبی، یا استفاده از ناوبری حین عمل و سیستمهای نوری است که امکان تجسم گستردهتر حین عمل را فراهم میکند. روش های آندوسکوپی از طریق حفره بینی برای درمان مننژیوم های موضعی در شیار بویایی، planum sphenoidale و tuberculum استفاده شده است.رادیوتراپی کمکی با هدف کاهش خطر عود و بهبود کنترل موضعی، مفید است. هنگامی که تومور برداشته می شود، از نوعی چسب برای جایگزینی دورا استفاده می شود. گسترش میزان برداشت(برش) از بافت با درجه سیمپسون اندازه گیری می شود و در پنج دسته قرار میگیرند: 1. برداشتن کامل، با برداشتن دورا و استخوان 2. برداشتن کامل کامل با انعقاد دورال 3. برداشتن ماکروسکوپی، بدون برش دورال یا انعقاد 4. برداشتن ساب توتال 5. بیوپسی جراحی می تواند عوارض عصبی، عصبی شناختی و عملکردی ایجاد کند و کیفیت زندگی این بیماران را محدود می کند. 2)پرتو درمانی: اگر برداشتن ساب توتال یا عوارض عمل جزء پیامدهای احتمالی باشد، باید به عنوان یک رویکرد درمانی اولیه در نظر گرفته شود. و برای کنترل رشد موضعی تومور استفاده میشود. در مننژیوم های درجه 1 در صورت برداشت ناقص در مناطق پرخطر مانند سینوس کاورنوس میتواند از رادیوتراپی استفاده کرد. در مننژیوم های درجه دو، نقش پرتودرمانی کمکی هنوز بحث برانگیز است، اما در موارد برداشت ناقص می توان آن را مد نظر قرار داد. مننژیوم درجه III با خطر بالاتر عود بعد از برداشتن همراه است، بنابراین رادیوتراپی با دوز بالا بعد از عمل استاندارد مراقبت است و با بهبود کنترل موضعی در ارتباط است. 3)درمان های سیستمیک: عوامل شیمی درمانی سیتوتوکسیک بررسی شده اثربخشی محدودی داشته اند و با دستورالعمل های اجماع توصیه نمی شوند.