بیماری مننژیوما
خلاصه مقاله
مننژیوما یک نوع تومور مغزی است که از بافت های مننژهای مغز (پوششهای مغز) تشکیل شده است. این تومورها معمولاً از بافتهای پوششی مغز (مننژها) شروع میشوند و میتوانند به شکلهای مختلفی در مغز ظاهر گردند.
#با_مقاله_درس_بخوانیم
#مننژیوما
🔰مننژیوما یک نوع تومور مغزی است که از بافت های مننژهای مغز (پوششهای مغز) تشکیل شده است. این تومورها معمولاً از بافتهای پوششی مغز (مننژها) شروع میشوند و میتوانند به شکلهای مختلفی در مغز ظاهر گردند.
🔰مننژیوماها میتوانند در سه نوع اصلی ظاهر شوند: مننژیومای خوش خیم (بیشترین تعداد)، مننژیومای خوش خیم با تغییرات بدخیم و مننژیومای بدخیم (کمترین تعداد):
1. مننژیومای خوش خیم: این نوع تومور مننژیوما بیشترین تعداد را تشکیل میدهد. آنها معمولاً از بافتهای پوششی مغز (مننژها) شروع میشوند و به طور عمومی رشد کنندگی آهستهتری دارند. این نوع تومورها در بیشتر موارد خوش خیم هستند و اغلب قابل درمان می باشند.
2. مننژیومای خوش خیم با تغییرات بد خیم: این نوع تومورها نیز از بافتهای پوششی مغز (مننژها) شروع میشوند، اما دارای تغییرات بد خیم بیشتری هستند. این تغییرات ممکن است شامل رشد سریعتر تومور، نفوذ به بافتهای اطراف مغز و احتمال بالاتر عود تومور پس از درمان باشد.
3. مننژیومای بدخیم: این نوع تومورها کمترین تعداد را تشکیل میدهند و بیشترین خطر را دارند. آنها معمولاً سریعتر رشد میکنند و به بافتهای اطراف مغز نفوذ میکنند. درمان مننژیومای بدخیم ممکن است شامل جراحی، رادیوتراپی و شیمی درمانی باشد.
🔰علائم و نشانههای مننژیوما ممکن است شامل سردرد، تاری دید، تشنج، کاهش قدرت حافظه، تغییرات در رفتار و اختلالات حرکتی باشد. لازم است بدانید که تشخیص و درمان مننژیوماها بستگی به مشخصات هر بیمار و ویژگیهای تومور دارد.
🔰برای تشخیص مننژیوما، انجام تصویربرداری مغزی مانند MRI و CT scan ضروری است. درمان مننژیوما معمولاً شامل جراحی برای برداشتن تومور، رادیوتراپی و/یا شیمی درمانی است.
✍پدیدآورنده: دکتر مریم سرحدی
📚منبع:
-Principles and Practice of Neuro-Oncology
-Handbook of Neuro-Oncology Neuroimaging
✨شکوه دنیای اعصاب در انجمن علمی دانشجویی جراحی اعصاب
با ما همراه باشید.✨
🆔English:@NeurosurgeryAssociation
🆔Persian:@Neurosurgery_Association
مقالات مرتبط
الیگودندروگلیوما
الیگودندروگلیوما، جزو تومورهای اولیه نورواپیتلیال سیستم عصبی مرکزی است.منشاء الیگودندروگلیوما، الیگودندروسیت ها، نوعی از سلول های گلیال مغز است. براساس کرایتریای WHO برای طبقه بندی تومورهای CNS، به 2 نوع، الیگودندروگلیومای درجه 2 و الیگودندروگلیومای درجه 3(اناپلاستیک) تقسیم میشوند.نسبت بروز آن در مردان به زنان، از 1.1 تا 2 متغییر است. به لحاظ هیستوپاتولوژیک در الیگودندروگلیوما، صفحه هایی از هسته های گرد ایزومورفیک به همراه سیتوپلاسم شفاف دیده میشود که با نام کلاسیک"تخم مرغ سرخ شده شناخته میشود. اجسام پساوما و کلسیفیکاسیون های منتشر در تومور وجود دارند.در الیگودنروگلیومای درجه 3، آتیپی هسته ای و نکروز، پرولیفراسیون میکروواسکولار، دانسیته ی بالای سلولی، اشکالی میتوز سلولی نیز دیده میشود.سی تی اسکن بدون کنتراست(NECT) برای ارزیابی علائم غیر اختصاصی سیستم عصبی مرکزی است.الیگودندروگلیوما در CT scan بصورت توده ی حاشیه اMRI وسعت تومور و ماهیت ارتشاحی آن را نشان دهد. در توالی T2 ، بصورت Hypointense و در توالی T1 بصورت، Hyperintense دیده می شود. تقویت شدن تومور با کنتراست اغلب در MRI بصورت هموژن یا Patchy و Ring enhancement نشان دهنده ی تهاجمی بودن تومور و پروگنوز بد آن است.ی هایپودنس یا ایزودنس در کورتکس و ماده ی سفید ساب کورتیکال دیده میشود.تشخیص براساس علائم بالینی، تصویربرداری، ارزیابی هیستوپاتولوژی و مارکر های ژنتیکی IDH1 و IDH2 است. تشخیص های افتراقی الیگوندروگلیوما شامل آستروسیتومای منتشر، گلیوبلاستوما، تومور های نورواپیتلیال دیس امبریوپلاستیک، گانگلیوما و تومورهای مولتی ندولار و واکوئل کننده ی نورونی است. علائم آن غیراختصاصی اند. شایع ترین علامت بالینی ان، تشنج پارشیال ساده یا کمپلکس یا جنرالیزه رخ میدهد.سردرد، تغیییر وضعیت ذهنی، سرگیجه، تهوع، شکایت بینایی و ضعف نورولوژیک فوکال از علائم دیگر است.بطور کلی هر فرد با تشنج جدید یا نقص عصبی فوکال باید تحت تصویربرداری CNS قرار گیرد. درمان الیگودندروگلیوما چندعاملی است و شامل روش های جراحی، شیمی درمانی و رادیوتراپی است. برداشت کامل تومور اولین انتخاب برای درمان اولیه ی الیگودندروگلیوما است و بیوپسی،برای افزایش Survival و تائید تشخیص تومور و نوع آن بکار می رود. تعیین نوع روش جراحی با توجه به محل تومور، بیماری های زمینه ای بستگی دارد. ادامه ی درمان بیمار براساس پروگنوز وی تعیین میشود: در صورت سن کمتر از 40 سال، الیگودندروگلیومای درجه 2 و یا عدم وجود اختلالات نورولوژیک در بیمار، ادامه ی درمان بصورت انتظاری یا رادیوتراپی و کموتراپی با تموزولوماید انجام میشود. ولی در صورت سن بالای 40 سال، الیگودندروگلیومای درجه 3، وجود اختلالات نورولوژیک و یا وجود باقی مانده ی تومور در CNS، ادامه ی درمان رادیوتراپی و کموتراپی با تموزولوماید است.
سندروم یا بیماری تقاطع
سندرم تقاطع وضعیتی است که قسمت اول بداکتور پولیسیس لونگوس و اکستانسور پولیسیس برویسو دومکستانسور کارپی رادیالیس برویس/اکستانسور کارپی رادیالیس لانگوس, اکستنسورهای خلفی مچ را تحت تاثیر قرار می دهد.اصطکاک مکرر در محل اتصال که در آن تاندونهای کمپارتمان اول خلفی از روی کمپارتمان دوم عبور میکنند و تنوسینوویت ایجاد میکنند. این درد در ناحیه پروگزیمال و پشتی استیلوئید رادیال یا در فاصله 4 تا 6 سانتیمتری نزدیک به توبرکل لیستر مشاهده میشود. این سندرم معمولاً نتیجه تمرینات یا فعالیت های مکرر اکستنشن و فلکشن است. معمولاً در فعالیت های ورزشی مانند قایق رانی، اسکی، ورزش ها با راکت و اسب سواری دیده می شود. سندرم تقاطع یک تشخیص بالینی است، سونوگرافی اسکلتی عضلانی می تواند آن را تایید کند. مراحل اولیه تشخیص شامل معاینه فیزیکی متمرکز از آرنج، مچ دست و دست است.فناوری اولتراسوند پزشکی اسکلتی عضلانی در تشخیص و درمان می تواند کمک کند.معاینه 4 تا 6 سانتیمتری نزدیک به توبرکل لیستر قابل لمس باشد. کرپیتوس یک یافته بسیار رایج و مختص سندرم تقاطع در معاینه است.هنگام انجام تشخیص افتراقی، پروناسیون مقاوم که منجر به ایجاد مجدد درد بیمار میشود، همراه با یافتههای قابل لمس کرپیتوس در حدود 2 تا 3 سانتیمتر پروگزیمال استیلوئید رادیال، میتواند به تمایز تنوسینوویت سندرم دکوروان کمک کند. درمان، مدیریت محافظه کارانه با استراحت و اصلاح فعالیت است. تزریق کورتیکواستروئید و پرولوتراپی تحت هدایت سونوگرافی ازگزینه های تزریقی هستند، اروهای ضد التهابی در آسیب های حاد و تسکین درد مفید باشند. داروهای رایج ایبوپروفن، ناپروکسن، ملوکسیکام یا دیکلوفناک هستند. به طور معمول استراحت و اصلاح فعالیت موثرتر خواهد بود. دبریدمان و رهاسازی توسط جراحی اندیکاسیون دارد.