مدیریت بیماری هانتیگتون (HD)
خلاصه مقاله
بیماری هانتینگتون (HD) یک بیماری عصبی ارثی است که با علائم عصبی روانپزشکی، یک اختلال حرکتی (معمولاً choreiform) و اختلالات شناختی پیشرونده مشخص می شود.
#با_مقاله_درس_بخوانیم
مدیریت بیماری هانتیگتون (HD)
بیماری هانتینگتون (HD) یک بیماری عصبی ارثی است که با علائم عصبی روانپزشکی، یک اختلال حرکتی (معمولاً choreiform) و اختلالات شناختی پیشرونده مشخص می شود. تشخیص این بیماری معمولاً از طریق شناسایی افزایش طول تکرار CAG در ژن هانتینگتین در یک بیمار با ویژگیهای بالینی بیماری تأیید میشود.
اگرچه تشخیص معمولاً ساده است، اما ممکن است تظاهرات غیرمعمول رخ دهد و تشخیص اینکه چه زمانی فردی از یک ناقل بدون علامت به وضعیت بیماری تبدیل شده است دشوار است.
بیماران به بهترین وجه در کلینیک های تخصصی چند رشته ای مدیریت می شوند، از جمله در هنگام بررسی آزمایش ژنتیک. درمانهای کنونی علامتی هستند و عمدتاً معطوف به بیماریهای عصبی و مشکلات عصبی رفتاری هستند، اگرچه شواهد کارآزمایی پشتیبانی برای این موارد اغلب محدود است.
مهم است که افراد بیمار از حمایت های پزشکی، روانی و اجتماعی مناسب برخوردار شوند، به ویژه در هنگام انجام آزمایش های ژنتیکی پیش بینی یا تشخیصی. هیچ درمان اثبات شده ای برای اصلاح بیماری برای HD وجود ندارد و درمان در حال حاضر علامتی است. در این رابطه، شواهدی که از اثربخشی نسبی درمانها حمایت میکنند، محدود است و تصمیمهای درمانی اغلب بیشتر بر اساس تجربه پزشک است تا نتایج کارآزمایی.
✅ویژگی های بالینی
HD با سه علامت عصب روانپزشکی، اختلال حرکتی پیشرونده و زوال عقل مشخص می شود. اگرچه این بیماری ممکن است در هر سنی شروع شود، اما از مراحل معمولی عبور می کند. قبل از اینکه تغییرات شناختی اولیه ظریف اما پیشرونده، اغلب با مشکلات روانپزشکی رخ دهد؛ بیماران معمولاً برای سالها بدون علامت هستند.
این ویژگی ها با یک اختلال حرکتی، به ویژه عدم شنیدن همراه است. با پیشرفت بیماری، اختلال حرکتی پیشرفت میکند و میتواند از حالت هیپرکینتیک به حالت هیپوکینتیکتر با بدتر شدن شناخت و نوسانات خلقی تغییر کند. در کلینیک، این ویژگیها را میتوان با استفاده از مقیاس رتبهبندی بیماری هانتینگتون یکپارچه ارزیابی کرد (به صورت ابزاری استاندارد متشکل از ارزیابیهای حرکتی، شناختی، رفتاری و عملکردی و مقیاس استقلال.)
✅اختلال حرکتی
مشخصه ترین ویژگی HD حرکات کریفرم پیشرونده است که معمولاً در اوایل دوره بیماری، معمولاً در دهه چهارم یا پنجم زندگی ایجاد می شود. وجود چنین حرکاتی معمولاً برای تشخیص شروع بیماری استفاده میشود، اگرچه واضح است که ویژگیهای غیرحرکتی اغلب قبل از این نقطه رخ میدهند. سنی که در آن بیماران با HD آشکار ظاهر میشوند، ارتباط نزدیکی با طول تکرار CAG دارد، در مواردی که دیر شروع میشود، طولهای تکرار کوچکتری دارند. 55 به احتمال زیاد باعث HD نوجوانان می شود). در ابتدا، حرکات هایپرکینتیک ممکن است ظریف باشند (مثلاً حرکات بی قراری در انگشتان دست هنگام راه رفتن، یا در رختخواب در شب که توسط شریک زندگی مورد توجه قرار می گیرد)، قبل از اینکه آشکارتر شود و تمام اعضای بدن به طور متقارن تحت تأثیر قرار گیرند.
✅سایر ویژگی های بالینی
کاهش وزن تا حدی به دلیل نیازهای کالری بالا ناشی از حرکات کوریفورم مداوم است، اما ممکن است به خودی خود یک آسیب شناسی متابولیک نیز داشته باشد. همچنین این می تواند با افسردگی، بی تفاوتی و دیسفاژی تشدید شود.
اکثر بیماران مشکلات خواب مانند بی خوابی، مشکل در به خواب رفتن و خواب آلودگی بیش از حد در طول روز را نیز تجربه می کنند.
✅مدیریت بیماری HD
چندین رویکرد احتمالی اصلاح کننده بیماری، از جمله درمان با الیگونوکلئوتید ضد حس، در HD بررسی شده است، اما تا به امروز هیچ کدام نشان داده نشده است که پیشرفت بیماری را کند کند. کیفیت زندگی. مجموعه ای از توصیه ها برای مدیریت بسیاری از علائم HD اخیراً به سفارش شبکه اروپایی بیماری هانتینگتون منتشر شده است،راه هایی وجود دارد که از طریق آنها می توان به بیماران کمک کرد.
شاید مهمترین جنبه مدیریت مشارکت یک تیم چند رشته ای باشد که شامل عصب شناسان، متخصصین ژنتیک بالینی، روانشناسان اعصاب، روانپزشکان اعصاب، متخصصین تغذیه، درمانگران گفتار و زبان، فیزیوتراپیست ها، کاردرمانگران، مددکاران اجتماعی، پرستاران متخصص و هماهنگ کننده های کلینیک می باشد. گروههای حمایت از بیماران (مانند انجمن HD در انگلستان و ولز، انجمن HD آمریکا، و انجمن هانتینگتون کانادا) مهم هستند و برخی از آنها مشاوران منطقهای تامین مالی شدهاند که در جامعه با خانوادههای آسیبدیده کار میکنند.
فقدان بینش به این معنی است که گاهی اوقات بیماران تمایلی به پذیرش کمک ندارند و نظرات خانواده و مراقبین گاهی اوقات می تواند نشانه بهتری از مشکلات تجربه شده توسط بیمار باشد.
بحث در مورد برنامه ریزی مراقبت های پیشرفته قبل از ایجاد اختلال شناختی ، به ویژه با توجه به تعیین اولویت ها برای تغذیه کمکی (به عنوان مثال، قرار دادن گاستروستومی آندوسکوپی از راه پوست)، پذیرش در بیمارستان و تنظیمات مراقبت بسیار مهم است.
شواهد کمی در مورد داروهای علامت دار وجود دارد و انتخاب دارو به طور کلی به تجربه پزشک بستگی دارد.
همچنین در نظر گرفتن نحوه حمایت از بیمار با استفاده از اقدامات غیردارویی مانند اطمینان از دسترسی به بستههای مراقبتی مناسب، مکملهای غذایی، و حمایت از مسکن و مزایا بسیار مهم است. ورودی فیزیوتراپی و کاردرمانی می تواند مفید باشد، و برخی پیشنهادات وجود دارد که افزایش سطح فعالیت می تواند به حفظ عملکرد کمک کند.
این سازمان ها اطلاعات زیادی در مورد ماهیت HD و توصیه هایی در مورد زندگی با این بیماری ارائه می دهند. بسیاری از بیماران حضور در رویدادهای محلی و گروههای حمایتی را مفید میدانند و اینها ابزاری برای حفظ تماس اجتماعی برای برخی افراد است. نیازهای خانواده بیمار همیشه برای پزشکان (به ویژه کودکان، که ممکن است در قرار ملاقات حضور نداشته باشند) آشکار نیست، و گروه های حمایت از بیمار می توانند در رسیدگی به این موارد کمک کنند. وبسایت HD Buzz (https://en.hdbuzz.net) یک منبع اضافی است که اخبار تحقیقاتی HD را به زبان ساده منتشر میکند که میتواند برای بیماران و پزشکان مفید باشد.
منبع: https://pn.bmj.com/content/22/1/32.long
گردآورنده: مهدیه وحدتی نسب
مقالات مرتبط
مننژیوما
مننژیوما یکی ازتومورهای اولیه سیستم عصبی مرکزی است که در نخاع یا مغز بروز میکند و منشأ تومور از سلولهای مننژ و عنکبوتیه است. این تومور معمولاً خوشخیم است.تشعشعات یونیزان ، ریسک بیماری را از شش تا ده برابر بیشتر است. سندروم ارثی میتوانند زمینه را برای بروز مننژیوما فراهم کنند.مانند نوروفیبروماتوز نوع 2 (NF2) , Li-Fraumeni، Gorlin، von Hippel-Lindau، بیماری Cowden و نئوپلازی غدد درون ریز متعدد (تیپ1). هورمونهای جنسی بهعنوان عوامل خطر دیگر برای ایجاد مننژیوم مطرح میشوند. افزایش بروز بیماری پس از بلوغ در زنان (2:1 در مقابل مردان) و همچنین در طول دوره باروری (حدود 3:1) مطرح کننده این موضوع میباشد. ویژگی بافت شناسی پاتوگنومونیک مننژیوم، تشکیل whorls است که در نهایت به اجسام پساموما تبدیل می شوند. نشانگرهای ایمونوهیستوشیمی برای شناسایی مننژیوم عبارتند از: آنتی ژن غشای اپیتلیال، گیرنده سوماتوستاتین 2A، گیرنده پروژسترون و گیرنده استروژن ؛ آنتی ژن غشای اپیتلیال میباشد. WHO براساس ویژگی های هیستوپاتولوژیک: فعالیت میتوز ، تهاجم مغزی، و یا حداقل سه ویژگی تهاجمی دیگر مانند sheeting ، نسبت هسته به سیتوپلاسم بالا، هسته برجسته، سلولاریتی بالا و نکروز خود به خودی ، مننژیومها را طبقه بندی کرده و سه درجه بدخیمی را ذکر کرده است: مننژیوم های درجه یک می توانند طیف وسیعی از الگوهای بافت شناسی مختلف را ارائه دهند این الگوها عبارتند از: مننژوتلیال و فیبروز ، انتقالی، psammomatous,، angiomatous,، microcystic,، ترشحی، غنی از لنفوپلاسمیت و متاپلاستیک. از معیارهای طبقه بندی طیف درجه 1 : نرخ میتوز پایین، 4 در 10 HPFs و عدم تهاجم مغزی میتوان اشاره کرد. مننژیوم درجه 2 حداقل 3 ویژگی از ویژگی های زیر است: افزایش سلولاریتی، سلول های کوچک با نسبت بالای هسته به سیتوپلاسم، هسته برجسته، رشد مداوم بدون الگو یا رشد ورقه مانند، و کانون های نکروز خود به خود یا جغرافیایی. این طیفمی توانند بافت شناسی سلولی واضح و کوروئیدی داشته باشند. مننژیوم درجه 3 با ویژگی های بافتی بدخیمی تعریف میشود. چنین ویژگی هایی شامل سیتولوژی بدخیم (مانند ظاهری شبیه به سارکوم، کارسینوم یا ملانوم) یا شاخص میتوزی بالا است. زیرگروه هایی که دارای پتانسیل بیشتری برای تکثیر هستند، با درجه های II و III همراه هستند. اکثرا بدون علامت هستند ولی به محل درگیری ارتباط دارند. مننژیوم ها در تمام قسمت های جمجه یافت میشوند؛ خصوصا در ناحیه پاراساژیتال، و به دنبال آن فاکس، سینوس کاورنوس، توبرکلوم سلا، Lamina Cribrosa، تورامن مگنوم و Torcular Zones. علائمی همچون سردرد ، نقایص نورولوژیک کانونی یا تشنج عمومی و جزئی ، تیپیکال هستند. تغییرات شخصیتی، سردرگمی و تغییر سطح هوشیاری را میتوان مشاهده کرد و ممکن است به اشتباه به عنوان زوال عقل یا افسردگی تشخیص داده شود. مننژیوم های ستون فقرات اغلب در ناحیه توراسیک قرار دارند. هر فردی که اخیراً تشنج های او شروع شده یا علائم عصبی کانونی دارد که احتمال میرود با توده داخل جمجمه ارتباط داشته باشد، باید تحت تصویربرداری رزونانس مغناطیسی از مغز قرار گیرد. تشخيص آن راديولوژيك است و اگر تصويربرداري قویا حاكي از مننژيوم باشد، بيوپسي(روش تشخیص قطعی) اجباري نيست. در هر روش تصویربرداری، مننژیوم ها ویژگی های بسیار مشخصی را نشان می دهند که امکان تشخیص دقیق آنها را فراهم می کند و امروزه حتی سرنخ هایی برای تشخیص های بافت شناسی نیزارائه میدهند. بیشتر توده های کانونی و خارج محوری مننژیوم هستند و گاهی اوقات وجود جریان(شکاف) CSF در مجاورت تومور دیده می شود. تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) روش استانداردی برای تشخیص رادیولوژیکی و نظارت بر مننژیوم است. میتوان از آن برای افتراق بین عود مننژیوم های تحت درمان با جراحی و تغییرات رادیولوژیک مرتبط با درمان (مانند ضخیم شدن دورا) استفاده کرد. در CT، کلسیفیکاسیون داخل ضایعه تغییرات استخوانی(هیپراستوز)، افزایش علائم عروقی و کلسیفیکاسیون پساموماتوز نیز دیده میشود. در اسکن های CT و MRI، مننژیوم ها به صورت بدون تکیه و یا ساقه دار(dural tail) با ظاهری ایزودنس و لکه مانند(به دلیل تشکیل عروق) دیده میشوند. مننژیوم خوش خیم دارای dural tail ضخیم و تقویت کننده کنتراست خواهد بود.نکروز مرکزی (hypointense T1، غیر تقویت کننده) را می توان در هر دو مننژیوم خوش خیم و بدخیم مشاهده کرد. درگیری عروق مغزی یک ویژگی شایع است، به ویژه برای مننژیوما های قاعده جمجمه، که ممکن است به شریان های کاروتید و بازیلار یا شاخه های آنها نزدیک شود. برای مننژیوم قاعده جمجمه، 18-fluoro-ethyl-tyrosine PET می تواند به تشخیص کمک کند. سایر تشخیصهای افتراقی شامل دیگر بیماریهای عفونی، التهابی یا نئوپلاستیک است که دورا یا فضای ساب دورال را درگیر میکنند، مانند متاستاز سایر تومورها، پلاسماسیتوما، لنفوم، تومور فیبری منفرد، گلیوسارکوم، سارکوئیدوز، گرانولوماتوز و سل. درمان 1)جراحی: برای تومورهای در حال رشد و علامت دار، استاندارد مراقبت یک رویکرد جراحی است. مکان نوروآناتومیک تومر، رویکرد جراحی را تعیین میکند؛ به طور مثال تومورهای پاراساژیتال ، با وجود سطحی بودن اما به دلیل درگیری سینوس ساژیتال ، پیچیده محسوب میشوند. تکنیکهای جدید جراحی شامل رویکردهای آندوسکوپی، جراحی هدایتشده با تصویر، مانیتورینگ عصبی، یا استفاده از ناوبری حین عمل و سیستمهای نوری است که امکان تجسم گستردهتر حین عمل را فراهم میکند. روش های آندوسکوپی از طریق حفره بینی برای درمان مننژیوم های موضعی در شیار بویایی، planum sphenoidale و tuberculum استفاده شده است.رادیوتراپی کمکی با هدف کاهش خطر عود و بهبود کنترل موضعی، مفید است. هنگامی که تومور برداشته می شود، از نوعی چسب برای جایگزینی دورا استفاده می شود. گسترش میزان برداشت(برش) از بافت با درجه سیمپسون اندازه گیری می شود و در پنج دسته قرار میگیرند: 1. برداشتن کامل، با برداشتن دورا و استخوان 2. برداشتن کامل کامل با انعقاد دورال 3. برداشتن ماکروسکوپی، بدون برش دورال یا انعقاد 4. برداشتن ساب توتال 5. بیوپسی جراحی می تواند عوارض عصبی، عصبی شناختی و عملکردی ایجاد کند و کیفیت زندگی این بیماران را محدود می کند. 2)پرتو درمانی: اگر برداشتن ساب توتال یا عوارض عمل جزء پیامدهای احتمالی باشد، باید به عنوان یک رویکرد درمانی اولیه در نظر گرفته شود. و برای کنترل رشد موضعی تومور استفاده میشود. در مننژیوم های درجه 1 در صورت برداشت ناقص در مناطق پرخطر مانند سینوس کاورنوس میتواند از رادیوتراپی استفاده کرد. در مننژیوم های درجه دو، نقش پرتودرمانی کمکی هنوز بحث برانگیز است، اما در موارد برداشت ناقص می توان آن را مد نظر قرار داد. مننژیوم درجه III با خطر بالاتر عود بعد از برداشتن همراه است، بنابراین رادیوتراپی با دوز بالا بعد از عمل استاندارد مراقبت است و با بهبود کنترل موضعی در ارتباط است. 3)درمان های سیستمیک: عوامل شیمی درمانی سیتوتوکسیک بررسی شده اثربخشی محدودی داشته اند و با دستورالعمل های اجماع توصیه نمی شوند.
ساب دورال هماتوما
پاتولوژی رایج در جراحی مغز و اعصاب است که اغلب با عوارض و مرگ و میر قابل توجهی همراه است و گاهی اوقات برای تخلیه نیاز به عمل جراحی دارد.و از علایم ان می توان به ،افت فشار خون داخل جمجمه، آتروفی مغزی، یا ناهنجاری عروق مغزی پاره شده (آنوریسم، ناهنجاری شریانی وریدی،) اشاره کرد