انجمن علمی جراحی مغز و اعصاب

جراحی مغز و اعصاب عملکردی چیست؟ Functional Neurosurgery

24 شهریور 1402
زمان مطالعه: 2 دقیقه
482 بازدید
جراحی مغز و اعصاب عملکردی چیست؟  Functional Neurosurgery

خلاصه مقاله

جراحی مغز و اعصاب عملکردی یکی از فلوشیپ های جراحی اعصاب است

#با_جراحی_اعصاب_آشنا_شو

 

#نوروسرجری_عملکردی

#Functional_Neurosurgery

 

جراحی مغز و اعصاب عملکردی یک روش جراحی مغز و اعصاب است که برای کاهش علائم اختلالات مختلف سیستم عصبی مرکزی انجام می شود که ناهنجاری آناتومیکی فاحشی ندارند، اما این اختلالات عصبی مزمن عملکرد یا توانایی های روزانه فرد را مختل می کند. از جمله درد مزمن و اختلالات حرکتی مانند: بیماری پارکینسون، لرزش، صرع و...

 

عمل‌های استریوتاکتیک و عملکردی در مجموع حدود 20 درصد از کل جراحی‌ها را تشکیل می‌دهند و این درصد به طور پیوسته در حال افزایش است. تا حد زیادی، جراحی استریوتاکتیک اساساً با جراحی عمومی مغز و اعصاب ادغام شده است.

 

در طول تاریخچه نوروسرجری عملکردی، چندین فناوری مؤثر توسعه یافته است. این فناوری ها در ابتدا برای نوروسرجری عملکردی توسعه یافته بودند، اما تأثیر و نفوذ آنها به سراسر زمینه نوروسرجری و گاهی به خارج از نوروسرجری گسترش یافت.

 

Radiofrequency lesioning

روشی که در آن نیدل‌های ویژه برای ایجاد لیژن در اعصاب انتخاب شده استفاده می‌شود؛ که در ابتدا برای نوروسرجری عملکردی توسعه یافت اما در حال حاضر برای درمان تومورهای کبدی نیز استفاده می شود.

Stereotactic navigation

راه‌یابی استریوتاکتیک روزانه برای اکثریت قابل توجهی از جراحی تومور مغز استفاده می شود.

Radiosurgery

رادیوسرجری که در ابتدا برای درمان لرزش توسعه یافت، اکثراً برای درمان تومورهای مغز استفاده می شود.

Deep brain stimulation and spinal cord stimulation

استیمولاسیون عمقی مغز و استیمولاسیون نخاعی در ابتدا برای شرایط خاص بیماری توسعه یافت، اما استفاده از آنها به فراتر از کاربردهای اصلی آنها گسترش یافت.

 

جراح نوروسرجری عملکردی معاصر دارای قابلیت استفاده از تکنولوژی هایی مانند Deep stimulation (شامل تمام نسخه های جدیدتر مانند سیستم های جهت دار و حلقه بسته)، spinal cord stimulation  (شامل نسخه های جدیدتر مانند استیمولاسیون با فرکانس و چگالی بالا)، استیمولاسیون برش و گانگلیون ریشه پشتی (dorsal root ganglia) و سیستم های laser ablation، سیستم های راهنمایی رباتیک، سیستم های تصویربرداری درون عمل با استفاده از CT یا MRI و بسیاری دیگر از تکنولوژی ها می‌باشد.

 

نوروسرجری عملکردی در میان تخصص های دیگر نوروسرجری، به دلیل اینکه الگوهای بیماری قابل درمان به طور مداوم در حال تغییر و تحول هستند، منحصر به فرد است. مفهوم اساسی این است که نوروسرجری عملکردی لزوما یک اختلال در ساختار سیستم های عصبی را درمان نمی کند، بلکه با تغییر مدارهای سیستم عصبی مرکزی، تغییرات ایجاد شده در داخل یا خارج از سیستم عصبی تحت تاثیر قرار می دهد. این یک نشانه قدرتمند از دامنه بسیار گسترده نوروسرجری عملکردی است. بیماری هایی مانند چاقی، کاهش حافظه، افسردگی یا اعتیاد، همچنین شرایط درمان‌پذیر قابل توجهی مانند درد مزمن، صرع، اختلالات حرکتی و اسپاستیسیتی، می توانند به عنوان گزینه های درمانی مطرح شوند.

 

همان‌طور که اشاره شد، تعریف معاصر نوروسرجری عملکردی، فراتر از الگوهای بیماری‌ای است که توسط جراحان نوروسرجری عملکردی درمان می شوند، زیرا بیماری ها و اختلالات قابل درمان توسط جراحان نوروسرجری عملکردی به طور مداوم گسترش و با زمان تغییر خواهند کرد. نوروسرجری عملکردی همچنین فراتر از رویکرد درمان است. رویکردهایی مانند neuromodulation (فناوری ای که به طور مستقیم بر روی اعصاب اثر می‌گذارد. این تغییر/ تنظیم فعالیت عصبی با ارسال عوامل الکتریکی یا دارویی دقیقا به منطقه هدف صورت می‌گیرد) تخصصی را تعریف نمی کنند، بلکه مفهوم تغییر مدارهای عصبی مرکزی برای تغییر در وضعیت بیماری است. در حالی که در چند دهه گذشته، نورومودولاسیون با الکتریسیته یا فارماکولوژی رویکرد اصلی بود، پیشرفت های تکنولوژی مانند اولتراسوند با فرکانس بالا و laser ablation ، باعث بازگشت ablation به عنوان یک رویکرد درمانی شده است.

 

از آنجایی که درمان بیماری‌های روانی پیشرفت‌هایی داشته است، اما در حال حاضر درمان‌های موجود برای حداقل ۳۰-۴۰٪ بیماران کافی و دائمی نمی‌باشد. نورومودولاسیون، از جمله تحریک عمیق مغز (DBS)، به عنوان یک درمان برای بیماری‌های مزمن و ناتوان‌کننده به وجود آمده است.

تحریک عمیق مغز (DBS) یک درمان خوب برای تعدادی از اختلالات عصبی از جمله لرزش اساسی و بیماری پارکینسون است. این درمان نورومودولاتوری با استفاده از تحریک الکتریکی از طریق الکترودهای کاشته شده و ژنراتورهای پالس در تلاش برای کاهش علائم بیماری با تنظیم فعالیت مغز استفاده می‌شود. با توجه به کاربرد موفق آن در درمان اختلالات عصبی، DBS به عنوان یک روش درمان نوین برای اختلالات روانی مقاوم به درمان مورد بررسی قرار گرفته است.

آینده برای نوروسرجری عملکردی بسیار هیجان انگیز و چالش برانگیز است. چالش های اخلاقی نیز در شرایطی مانند کاهش حافظه و اختلال استرس پس از ضربه، وجود خواهد داشت. چالش های اقتصادی نیز برای تصمیم گیری در مورد بیمارانی که ممکن است بیشترین سود را از هر درمان خاص ببرند و تعیین کردن اینکه بار بیماری بیشتر از بار مراقبت است، وجود خواهد داشت.

اما با وجود تمام چالش‌های پیش‌روی این رشته، نوروسرجری عملکردی با توجه به کارکرد فوق‌العاده در زمینه‌‌های گسترده، به پیشرفت‌ خود ادامه می‌دهد و در آینده جایگاه مهمی در میان سایر جراحی‌های مغز و اعصاب خواهد داشت.

 

گردآورنده: پرند شریعت راد

ادیتور: دکتر فرزان فهیم

مقالات مرتبط

08 فروردین 1403
2 دقیقه

مخزن کیاسماتیک

مخزن کیاسماتیک، یک ساختار بدون جفت است که اعصاب بینایی و کیاسم را در بر می گیرد، و در بالا توسط مخزن lamina terminalis، از جانبی توسط مخزن کاروتید، و در خلف توسط مخزن بین ساقه ای مرزبندی شده است. Cisterna chiasmatica که به دلیل موقعیت برترش نسبت به sella turcica به عنوان مخزن سوپراسلار نیز شناخته می‌شود، ساختاری در خط وسط است که بین قسمت‌های لوب تمپورال و زیر هیپوتالاموس قرار دارد

11 تیر 1402
2 دقیقه

مننژیوما

مننژیوما یکی ازتومورهای اولیه سیستم عصبی مرکزی است که در نخاع یا مغز بروز می‌کند و منشأ تومور از سلولهای مننژ و عنکبوتیه است. این تومور معمولاً خوش‌خیم است.تشعشعات یونیزان ، ریسک بیماری را از شش تا ده برابر بیشتر است. سندروم ارثی میتوانند زمینه را برای بروز مننژیوما فراهم کنند.مانند نوروفیبروماتوز نوع 2 (NF2) , Li-Fraumeni، Gorlin، von Hippel-Lindau، بیماری Cowden و نئوپلازی غدد درون ریز متعدد (تیپ1). هورمون‌های جنسی به‌عنوان عوامل خطر دیگر برای ایجاد مننژیوم مطرح میشوند. افزایش بروز بیماری پس از بلوغ در زنان (2:1 در مقابل مردان) و همچنین در طول دوره باروری (حدود 3:1) مطرح کننده این موضوع میباشد. ویژگی بافت شناسی پاتوگنومونیک مننژیوم، تشکیل whorls است که در نهایت به اجسام پساموما تبدیل می شوند. نشانگرهای ایمونوهیستوشیمی برای شناسایی مننژیوم عبارتند از: آنتی ژن غشای اپیتلیال، گیرنده سوماتوستاتین 2A، گیرنده پروژسترون و گیرنده استروژن ؛ آنتی ژن غشای اپیتلیال میباشد. WHO براساس ویژگی های هیستوپاتولوژیک: فعالیت میتوز ، تهاجم مغزی، و یا حداقل سه ویژگی تهاجمی دیگر مانند sheeting ، نسبت هسته به سیتوپلاسم بالا، هسته  برجسته، سلولاریتی بالا و نکروز خود به خودی ، مننژیوم‌ها را طبقه بندی کرده و سه درجه بدخیمی را ذکر کرده است: مننژیوم های درجه یک می توانند طیف وسیعی از الگوهای بافت شناسی مختلف را ارائه دهند این الگوها عبارتند از: مننژوتلیال و فیبروز ، انتقالی، psammomatous,، angiomatous,، microcystic,، ترشحی، غنی از لنفوپلاسمیت و متاپلاستیک. از معیارهای طبقه بندی طیف درجه 1 : نرخ میتوز پایین، 4 در 10 HPFs و عدم تهاجم مغزی میتوان اشاره کرد. مننژیوم درجه 2 حداقل 3 ویژگی از ویژگی های زیر است: افزایش سلولاریتی، سلول های کوچک با نسبت بالای هسته به سیتوپلاسم، هسته برجسته، رشد مداوم بدون الگو یا رشد ورقه مانند، و کانون های نکروز خود به خود یا جغرافیایی. این طیفمی توانند بافت شناسی سلولی واضح و کوروئیدی داشته باشند. مننژیوم درجه 3 با ویژگی های بافتی بدخیمی تعریف میشود. چنین ویژگی هایی شامل سیتولوژی بدخیم (مانند ظاهری شبیه به سارکوم، کارسینوم یا ملانوم) یا شاخص میتوزی بالا است. زیرگروه هایی که دارای پتانسیل بیشتری برای تکثیر هستند، با درجه های II و III همراه هستند. اکثرا بدون علامت هستند ولی به محل درگیری ارتباط دارند. مننژیوم ها در تمام قسمت های جمجه یافت میشوند؛ خصوصا در ناحیه پاراساژیتال، و به دنبال آن فاکس، سینوس کاورنوس، توبرکلوم سلا، Lamina Cribrosa، تورامن مگنوم و Torcular Zones. علائمی همچون سردرد ، نقایص نورولوژیک کانونی یا تشنج عمومی و جزئی ، تیپیکال هستند. تغییرات شخصیتی، سردرگمی و تغییر سطح هوشیاری را میتوان مشاهده کرد و ممکن است به اشتباه به عنوان زوال عقل یا افسردگی تشخیص داده شود. مننژیوم های ستون فقرات اغلب در ناحیه توراسیک قرار دارند. هر فردی که اخیراً تشنج های او شروع شده یا علائم عصبی کانونی دارد که احتمال میرود با توده داخل جمجمه ارتباط داشته باشد، باید تحت تصویربرداری رزونانس مغناطیسی از مغز قرار گیرد. تشخيص آن راديولوژيك است و اگر تصويربرداري قویا حاكي از مننژيوم باشد، بيوپسي(روش تشخیص قطعی) اجباري نيست. در هر روش تصویربرداری، مننژیوم ها ویژگی های بسیار مشخصی را نشان می دهند که امکان تشخیص دقیق آنها را فراهم می کند و امروزه حتی سرنخ هایی برای تشخیص های بافت شناسی نیزارائه میدهند. بیشتر توده های کانونی و خارج محوری مننژیوم هستند و گاهی اوقات وجود جریان(شکاف) CSF در مجاورت تومور دیده می شود.   تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) روش استانداردی برای تشخیص رادیولوژیکی و نظارت بر مننژیوم است. میتوان از آن برای افتراق بین عود مننژیوم های تحت درمان با جراحی و تغییرات رادیولوژیک مرتبط با درمان (مانند ضخیم شدن دورا) استفاده کرد. در CT، کلسیفیکاسیون داخل ضایعه تغییرات استخوانی(هیپراستوز)، افزایش علائم عروقی و کلسیفیکاسیون پساموماتوز نیز دیده میشود. در اسکن های CT و MRI، مننژیوم ها به صورت بدون تکیه و یا ساقه دار(dural tail) با ظاهری ایزودنس و لکه مانند(به دلیل تشکیل عروق) دیده میشوند. مننژیوم خوش خیم دارای dural tail ضخیم و تقویت کننده کنتراست خواهد بود.نکروز مرکزی (hypointense T1، غیر تقویت کننده) را می توان در هر دو مننژیوم خوش خیم و بدخیم مشاهده کرد. درگیری عروق مغزی یک ویژگی شایع است، به ویژه برای مننژیوما های قاعده جمجمه، که ممکن است به شریان های کاروتید و بازیلار یا شاخه های آنها نزدیک شود. برای مننژیوم قاعده جمجمه، 18-fluoro-ethyl-tyrosine PET می تواند به تشخیص کمک کند. سایر تشخیص‌های افتراقی شامل دیگر بیماری‌های عفونی، التهابی یا نئوپلاستیک است که دورا یا فضای ساب دورال را درگیر می‌کنند، مانند متاستاز سایر تومورها، پلاسماسیتوما، لنفوم، تومور فیبری منفرد، گلیوسارکوم، سارکوئیدوز، گرانولوماتوز و سل. درمان 1)جراحی: برای تومورهای در حال رشد و علامت دار، استاندارد مراقبت یک رویکرد جراحی است. مکان نوروآناتومیک تومر، رویکرد جراحی را تعیین میکند؛ به طور مثال تومورهای پاراساژیتال ، با وجود سطحی بودن اما به دلیل درگیری سینوس ساژیتال ، پیچیده محسوب میشوند. تکنیک‌های جدید جراحی شامل رویکردهای آندوسکوپی، جراحی هدایت‌شده با تصویر، مانیتورینگ عصبی، یا استفاده از ناوبری حین عمل و سیستم‌های نوری است که امکان تجسم گسترده‌تر حین عمل را فراهم می‌کند. روش های آندوسکوپی از طریق حفره بینی برای درمان مننژیوم های موضعی در شیار بویایی، planum sphenoidale و tuberculum استفاده شده است.رادیوتراپی کمکی با هدف کاهش خطر عود و بهبود کنترل موضعی، مفید است. هنگامی که تومور برداشته می شود، از نوعی چسب برای جایگزینی دورا استفاده می شود. گسترش میزان برداشت(برش) از بافت با درجه سیمپسون اندازه گیری می شود و در پنج دسته قرار میگیرند: 1. برداشتن کامل، با برداشتن دورا و استخوان 2. برداشتن کامل کامل با انعقاد دورال 3. برداشتن ماکروسکوپی، بدون برش دورال یا انعقاد 4. برداشتن ساب توتال 5. بیوپسی جراحی می تواند عوارض عصبی، عصبی شناختی و عملکردی ایجاد کند و کیفیت زندگی این بیماران را محدود می کند. 2)پرتو درمانی: اگر برداشتن ساب توتال یا عوارض عمل جزء پیامدهای احتمالی باشد، باید به عنوان یک رویکرد درمانی اولیه در نظر گرفته شود. و برای کنترل رشد موضعی تومور استفاده میشود. در مننژیوم های درجه 1 در صورت برداشت ناقص در مناطق پرخطر مانند سینوس کاورنوس میتواند از رادیوتراپی استفاده کرد. در مننژیوم های درجه دو، نقش پرتودرمانی کمکی هنوز بحث برانگیز است، اما در موارد برداشت ناقص می توان آن را مد نظر قرار داد. مننژیوم درجه III با خطر بالاتر عود بعد از برداشتن همراه است، بنابراین رادیوتراپی با دوز بالا بعد از عمل استاندارد مراقبت است و با بهبود کنترل موضعی در ارتباط است. 3)درمان های سیستمیک: عوامل شیمی درمانی سیتوتوکسیک بررسی شده اثربخشی محدودی داشته اند و با دستورالعمل های اجماع توصیه نمی شوند.

0 لایک
0 نظر
دانلود

نویسندگان

خانه

دوره‌های آموزشی

مقالات

حساب کاربری