انجمن علمی جراحی مغز و اعصاب

الیگودندروگلیوما

13 تیر 1402
زمان مطالعه: 2 دقیقه
252 بازدید
الیگودندروگلیوما

خلاصه مقاله

الیگودندروگلیوما، جزو تومورهای اولیه نورواپیتلیال سیستم عصبی مرکزی است.منشاء الیگودندروگلیوما، الیگودندروسیت ها، نوعی از سلول های گلیال مغز است. براساس کرایتریای WHO برای طبقه بندی تومورهای CNS، به 2 نوع، الیگودندروگلیومای درجه 2 و الیگودندروگلیومای درجه 3(اناپلاستیک) تقسیم میشوند.نسبت بروز آن در مردان به زنان، از 1.1 تا 2 متغییر است. به لحاظ هیستوپاتولوژیک در الیگودندروگلیوما، صفحه هایی از هسته های گرد ایزومورفیک به همراه سیتوپلاسم شفاف دیده میشود که با نام کلاسیک"تخم مرغ سرخ شده شناخته میشود. اجسام پساوما و کلسیفیکاسیون های منتشر در تومور وجود دارند.در الیگودنروگلیومای درجه 3، آتیپی هسته ای و نکروز، پرولیفراسیون میکروواسکولار، دانسیته ی بالای سلولی، اشکالی میتوز سلولی نیز دیده میشود.سی تی اسکن بدون کنتراست(NECT) برای ارزیابی علائم غیر اختصاصی سیستم عصبی مرکزی است.الیگودندروگلیوما در CT scan بصورت توده ی حاشیه اMRI وسعت تومور و ماهیت ارتشاحی آن را نشان دهد. در توالی T2 ، بصورت Hypointense و در توالی T1 بصورت، Hyperintense  دیده می شود. تقویت شدن تومور با کنتراست اغلب در MRI بصورت هموژن یا Patchy و Ring enhancement نشان دهنده ی تهاجمی بودن تومور و پروگنوز بد آن است.ی هایپودنس یا ایزودنس در کورتکس و ماده ی سفید ساب کورتیکال دیده میشود.تشخیص براساس علائم بالینی، تصویربرداری، ارزیابی هیستوپاتولوژی و مارکر های ژنتیکی IDH1 و IDH2 است. تشخیص های افتراقی الیگوندروگلیوما شامل آستروسیتومای منتشر، گلیوبلاستوما، تومور های نورواپیتلیال دیس امبریوپلاستیک، گانگلیوما و تومورهای مولتی ندولار و واکوئل کننده ی نورونی است. علائم آن غیراختصاصی اند. شایع ترین علامت بالینی ان، تشنج پارشیال ساده یا کمپلکس یا جنرالیزه رخ میدهد.سردرد، تغیییر وضعیت ذهنی، سرگیجه، تهوع، شکایت بینایی و ضعف نورولوژیک فوکال از علائم دیگر است.بطور کلی هر فرد با تشنج جدید یا نقص عصبی فوکال باید تحت تصویربرداری CNS قرار گیرد. درمان الیگودندروگلیوما چندعاملی است و شامل روش های جراحی، شیمی درمانی و رادیوتراپی است. برداشت کامل تومور اولین انتخاب برای درمان اولیه ی الیگودندروگلیوما است و بیوپسی،برای افزایش Survival و تائید تشخیص تومور و نوع آن بکار می رود. تعیین نوع روش جراحی با توجه به محل تومور، بیماری های زمینه ای بستگی دارد. ادامه ی درمان بیمار براساس پروگنوز وی تعیین میشود: در صورت سن کمتر از 40 سال، الیگودندروگلیومای درجه 2 و یا عدم وجود اختلالات نورولوژیک در بیمار، ادامه ی درمان بصورت انتظاری یا رادیوتراپی و کموتراپی با تموزولوماید انجام میشود. ولی در صورت سن بالای 40 سال، الیگودندروگلیومای درجه 3، وجود اختلالات نورولوژیک و یا وجود باقی مانده ی تومور در CNS، ادامه ی درمان رادیوتراپی و کموتراپی با تموزولوماید است.

الیگودندروگلیوما(Oligodendroglioma)

مقدمه:

 الیگودندروگلیوما، جزو تومورهای اولیه نورواپیتلیال سیستم عصبی مرکزی است. این تومور نادر بوده و حدوداً 5 درصد از تومور های اینتراکرانیال را در برمی گیرد. منشاء الیگودندروگلیوما، الیگودندروسیت ها، نوعی از سلول های گلیال مغز است. 90 درصد در ماده ی سفید سوپراتنتوریال معمولاً در لوب های فرونتال و تمپورال و 10 درصد در Posterior fossa و نخاع قرار دارند. همچنین رشد آهسته و ارتشاحی داشته و تمایل به درگیری لپتومننژ ها دارند. براساس کرایتریای WHO برای طبقه بندی تومورهای CNS، به 2 نوع، الیگودندروگلیومای درجه 2 و الیگودندروگلیومای درجه 3(اناپلاستیک) تقسیم میشوند.

 

اپیدمیولوژی:

 میزان بروز آن، 0.2 در هر 100000 نفر است و سومین تومور شایع اینتراکرانیال پس از گلیوبلاستوما و آستروسیتومای منتشر است. اغلب در مردان دیده میشود و نسبت بروز آن در مردان به زنان، از 1.1 تا 2 متغییر است. 2 پیک سنی برای بروز این تومور وجود دارد: 1) دهه ی 4 تا 5 ام در بزرگسالان(شایعتر)، 2)از سنین 12 تا 16 سالگی در کودکان(کمترشایع).

الیگودندروگلیومای درجه 3 اغلب 10 سال دیرتر از الیگودندروگلیومای نوع 2 بوجود می آید.

 

اتیولوژی:

به لحاظ ژنتیکی، موتاسیون IDH1 یا IDH2 همراه با حذف بازوهای کروموزومی 1p و 19q در آن وجود دارد و از ترانسفوماسیون نئوپلاستیک الیگودندروسیت ها، سلول های گلیال مغزی بوجود می آید.

 

هیستوپاتولوژی:

به لحاظ هیستوپاتولوژیک در الیگودندروگلیوما، صفحه هایی از هسته های گرد ایزومورفیک به همراه سیتوپلاسم شفاف دیده میشود که با نام کلاسیک"تخم مرغ سرخ شده(Fried egg) شناخته میشود. شبکه ای از عروق خونی نازک در اطراف تومور وجود دارد که به عنوان الگوی سیم مرغی(chicken-wire) شناخته میشود. اجسام پساوما و کلسیفیکاسیون های منتشر در تومور وجود دارند.در الیگودنروگلیومای درجه 3، آتیپی هسته ای و نکروز، پرولیفراسیون میکروواسکولار، دانسیته ی بالای سلولی، اشکالی ا میتوز سلولی نیز دیده میشود.

 

علائم بالینی:

علائم آن غیراختصاصی اند. شایع ترین علامت بالینی ان، تشنج است که بصورت پارشیال ساده یا کمپلکس یا جنرالیزه رخ میدهد. و علائم دیگر شامل سردرد، تغیییر وضعیت ذهنی، سرگیجه، تهوع، شکایت بینایی و ضعف نورولوژیک فوکال است. طول مدت علائم قبل از تسخیص بسیار متغییر است و گاهی ممکن است پس از یک تشنج جدید، سردرد یا خونریزی و یا حتی پس از گذشت یک دهه از صرع تشخیص داده شود. بطور کلی هر فرد با تشنج جدید یا نقص عصبی فوکال باید تحت تصویربرداری CNS قرار گیرد.

 

تصویربرداری:

سی تی اسکن بدون کنتراست(NECT) اولین ابزار تصویر برداری برای ارزیابی علائم غیر اختصاصی سیستم عصبی مرکزی است.

الیگودندروگلیوما در CT scan بصورت توده ی حاشیه ای هایپودنس یا ایزودنس در کورتکس و ماده ی سفید ساب کورتیکال دیده میشود. اغلب کلسیفیکاسیون نیز مشاهده میشود. تغییرات کیستیک، ادم اطراف تومور و خونریزی و Calvarial Remodelling نیز ممکن است مشاهده شود.

 

MRI بهتر می تواند وسعت تومور و ماهیت ارتشاحی آنرا نشان دهد. در توالی T2 ، بصورت Hypointense و در توالی T1 بصورت، Hyperintense  دیده می شود.

تقویت شدن تومور با کنتراست اغلب در MRI بصورت هموژن یا Patchy و Ring enhancement نشان دهنده ی تهاجمی بودن تومور و پروگنوز بد آن است.

 

 

تشخیص:

تشخیص براساس علائم بالینی، تصویربرداری، ارزیابی هیستوپاتولوژی و مارکر های ژنتیکی IDH1 و IDH2 است.

تشخیص های افتراقی الیگوندروگلیوما شامل آستروسیتومای منتشر(Diffuse Astrocytoma)، گلیوبلاستوما(Glioblastoma)،  تومور های نورواپیتلیال دیس امبریوپلاستیک، گانگلیوما و تومورهای مولتی ندولار و واکوئل کننده ی نورونی است.

 

مدیریت/درمان:

درمان الیگودندروگلیوما چندعاملی است و شامل روش های جراحی، شیمی درمانی و رادیوتراپی است.

برداشت کامل تومور اولین انتخاب برای درمان اولیه ی الیگودندروگلیوما است و برای اخذ بیوپسی، افزایش Survival و تائید تشخیص تومور و نوع آن بکار می رود. محل تومور، بیماری های زمینه ای و دیگر ریسک فاکتور های جراحی جهت تعیین نوع روش جراحی بکار می روند.

ادامه ی درمان بیمار براساس پروگنوز وی تعیین میشود: در صورت سن کمتر از 40 سال، الیگودندروگلیومای درجه 2 و یا عدم وجود اختلالات نورولوژیک در بیمار، ادامه ی درمان بصورت انتظاری یا رادیوتراپی و کموتراپی با تموزولوماید انجام میشود.

ولی در صورت سن بالای 40 سال، الیگودندروگلیومای درجه 3، وجود اختلالات نورولوژیک و یا وجود باقی مانده ی تومور در CNS، ادامه ی درمان رادیوتراپی و کموتراپی با تموزولوماید است.

 

منابع:

1)van den Bent, M. J., & Chang, S. M. (2018). Grade II and III Oligodendroglioma and Astrocytoma. Neurologic clinics, 36(3), 467–484. https://doi.org/10.1016/j.ncl.2018.04.005

2)Bou Zerdan, M., & Assi, H. I. (2021). Oligodendroglioma: A Review of Management and Pathways. Frontiers in molecular neuroscience, 14, 722396. https://doi.org/10.3389/fnmol.2021.722396

3)Weller, M., van den Bent, M., Preusser, M., Le Rhun, E., Tonn, J. C., Minniti, G., Bendszus, M., Balana, C., Chinot, O., Dirven, L., French, P., Hegi, M. E., Jakola, A. S., Platten, M., Roth, P., Rudà, R., Short, S., Smits, M., Taphoorn, M. J. B., von Deimling, A., … Wick, W. (2021). EANO guidelines on the diagnosis and treatment of diffuse gliomas of adulthood. Nature reviews. Clinical oncology, 18(3), 170–186. https://doi.org/10.1038/s41571-020-00447-z

4)Engelhard H. H. (2002). Current diagnosis and treatment of oligodendroglioma. Neurosurgical focus, 12(2), E2. https://doi.org/10.3171/foc.2002.12.2.3

5)Tork, C. A., & Atkinson, C. (2022). Oligodendroglioma. In StatPearls. StatPearls Publishing.

6)Wesseling, P., van den Bent, M., & Perry, A. (2015). Oligodendroglioma: pathology, molecular mechanisms and markers. Acta neuropathologica, 129(6), 809–827. https://doi.org/10.1007/s00401-015-1424-1

مقالات مرتبط

25 مرداد 1402
2 دقیقه

درک فرایند های انکوژنیک با فناوری های پروتئومیکس

فناوری‌های omics درک پیشرفته‌تری از فرآیند انکوژنیک ( ایجاد تومور) ارائه می‌کنند و موفقیت درمان های بالقوه را بیان میکنند.

14 تیر 1402
2 دقیقه

تومور های هیپوفیزی عملکردی

آدنوما‌های هیپوفیزی توده‌های رشدیافته‌ای از سلول‌های مونوکلونال با علائم تولید بیش از حد هورمونی، با یا بدون پرزانتاسیون عصبی هستند. پرولاکتینوما‌ها، آدنوما‌های غیرعملکردی هیپوفیز، آدنوما‌های تولید‌کننده‌ی هورمون رشد، آدنوما‌های تولید‌کننده‌ی هورمون آدرنوکورتیکوتروپین، آدنوما‌های مولد هورمون تحریک‌کننده‌ی تیرویید، آدنوما‌های تولید‌کننده‌ی گنادوتروپین و اینسیدنتالوما‌ها نمونه‌هایی از تومور‌های هیپوفیزی‌اند. آدنوما‌های هیپوفیزی براساس سایز به دسته‌ی میکروآدنوم با سایز کمتر از یک میلی‌متر و ماکرو آدنوم تقسیم می‌شوند.تومورهای منشا رده سلولی Pit-1 , مسوول تولید بیش از حد هورمون ادرنوکورتیکوتروپین اند. تومور های منشا رده سلولی TPIT ,با رشد خوشخیم و تولید بیش از حد هورمون رشد, پرولاکتین وTSH همراه اند. عملکرد بیش از حد گنادوتروپین ممکن است با علائم اثر توده‌ای، هیپوفیز یا حتی بدون علامت ظاهر شود. تشخیص بر اساس علائم بالینی است. اگر نشانه‌ای از ترشح بیش از حد هورمون هیپوفیز وجود داشته باشد، آدنوم باید خارج شود.پانل هورمونی :پرولاکتین سرم، فاکتور رشد شبه انسولین 1 ، تست عملکرد تیروئید، همورمون لوتئینیزه‌کننده، هورمون تحریک فولیکولی، ارزیابی کورتیزول با آزمایش کورتیزول ۲۴ ساعته ادرار ، کورتیزول بزاق اواخر شب و سرکوب دگزامتازون است. اگر پرولاکتین سرم بیش از ۲۵۰ میکروگرم در لیتر باشد، احتمالات : پرولاکتینوما، کم کاری تیروئید، اثرات فشاری آدنوم کم‌عملکرد، بارداری و نارسایی کلیوی باید در نظر گرفته شود.همه بیماران با یا بدون علائم بینایی، یا با درگیری عصب بینایی در تصویربرداری باید تحت ارزیابی کامل میدان بینایی قرار گیرند. درگیری عصب جمجمه و علائم عصبی، شک به توده جمجمه را ایجاد می‌کند و MRI با یا بدون کنتراست گادولینیوم اجباری است. در صورت منع مصرف MRI یا CT برش نازک از مغز انجام می گردد. درمان جراحی ترانس اسفنوئیدال برای کاهش حجم توده ، رادیوتراپی و دارودرمانیبیشتر پرولاکتینوم‌ها با کابرگولین و بروموکریپتین (بیماران باردار) است. جراحی در آدنوم‌های تولید بیش از حد آدرنوکورتیکوتروپین مؤثر، اما در موارد غیر قابل تحمل، کتوکونازول، متیراپون و میفپریستون کاهش دهنده علائم هستند. اکترئوتید و لانروتید برای مهار هورمون‌های رشد استفاده و در آکرومگالی، پگوویزومانت مفید است.

0 لایک
0 نظر
دانلود

نویسندگان

خانه

دوره‌های آموزشی

مقالات

حساب کاربری