آناتومی شریان بازیلار
خلاصه مقاله
تغذیهی مغز که ارگانی سرشار از عروق مختلف است از ساختار خاصی تحت عنوان "حلقهی Willis" که توسط شاخههای انتهایی شریانهای کاروتید داخلی (ICAs) و شریانهای بیزیلار (BAs) تشکیل میشود، صورت میگیرد. حلقهی ویلیس یک ارتباط آناستوموزی بین شریان کاروتید و سیستم مهرهای-قاعدهای در تأمین خون مغز ایجاد میکند.
#با_مقاله_درس_بخوانیم
#Basilar_Artery_Anatomy_and_Branches
🧠 تغذیهی مغز که ارگانی سرشار از عروق مختلف است از ساختار خاصی تحت عنوان "حلقهی Willis" که توسط شاخههای انتهایی شریانهای کاروتید داخلی (ICAs) و شریانهای بیزیلار (BAs) تشکیل میشود، صورت میگیرد.
حلقهی ویلیس یک ارتباط آناستوموزی بین شریان کاروتید و سیستم مهرهای-قاعدهای در تأمین خون مغز ایجاد میکند.
🔰 شریان بیزیلار از به هم پیوستن شریانهای مهرهای راست و چپ در تقاطع پونتومدولاری تشکیل شده است. این شریان در سطح شکمی پل مغزی (تقاطع پونتومزنسفالیک) در ناودان میانهای کم عمق حرکت میکند و در لبهی فوقانی پل مغزی با تقسیم شدن به شریانهای مغزی خلفی که از بالای اعصاب اوکولوموتور حرکت میکنند، خاتمه مییابد.
🔰 شریان بیزیلار جزئی بسیار مهم از گردش خون خلفی مغز است و خون بسیاری از اجزای حیاتی آن را تأمین میکند.
🖇 منطقهی توزیع این شریان شامل مئاتوس گوش داخلی، نیمکرههای مخچه، مناطق Paramedian پل مغزی، شبکهی کوروئیدی بطن سوم و ستونهای مغزی است.
🖇 مناطقی که توسط شاخههای انتهایی شریان بیزیلار حمایت میشوند شامل هستههای تالاموس، جسم زانویی خارجی، شبکهی کوروئیدی، اپیفیز، مزانسفال و کورتکس بینایی اولیه هستند.
🔰 از آنجایی که قطع جریان خون به هر دلیلی و حتی برای مدتی کوتاه (هفت تا هشت دقیقه) میتواند آسیبهای شدید و برگشت ناپذیر به سلولهای مغزی که بسیار به کمبود اکسیژن حساس هستند، وارد کند، مورفولوژی نرمال شریان بیزیلار بخش مهمی از گردش خون مغزی به شمار میرود. تفاوتهای آناتومیکی در مورفولوژی شریان بیزیلار به عنوان عامل اتیولوژی برای بسیاری از شرایط بالینی و پاتولوژیک مثل آترواسکلروز، نارسایی عروق، ناهنجاریهای شریانی، حملات ایسکمیک گذرا و برخی سندرومها مثل سندروم والنبرگ، سندروم Medial medullary و وبر به شمار میرود.
🔰 شریان بیزیلار یک منطقهی مستعد برای تغییرات آترواسکلروتیک بین عروق داخل جمجمهای است. تظاهرات بالینی بیماریهای انسدادی شریان بیزیلار با توجه به محل و نوع انسداد تغییر میکند. برای مثال، انسداد بخش ابتدایی و میانی منجر به ناتوانی یک طرفه یا دو طرفهای پل مغزی شده در حالی که انسداد بخشهای انتهایی علائم ایسکمی مغز میانی و تالاموس را نشان میدهد.
🔰 طول متوسط شریان بیزیلار حدود 32 میلی متر با عرضی حدود 3.5 - 2.6 میلی متر است.
اگرچه تفاوتهای طول و موقعیت شریان میتواند به افزایش سن و یا تغییرات همودینامیک ارتباط داده شود، تغییرات مرتبط با الگوهای شاخههای شریانی اغلب منشأ مادرزادی داشته و دلایل جنین شناسی دارد.
طول و زاویهی تشکیل شریان بیزیلار میتواند بر جریان خون و تأثیرات همودینامیک آن بر دیوارهی عروق اثر گذار باشد. موقعیت تشکیل و خاتمه یافتن شریان هم میتواند بر پاتوژنز بیماریهای انسدادی، محل شروع آنوریسم و پیشرفت آن به یک آنوریسم دوکی شکل عظیم دلالت کند.
گردآورنده: دکتر مبینا محمدی کیا
مارا به دوستان خود معرفی کنید…🌱
🆔@NeurosurgeryAssociation
🆔@Neurosurgery_association
مقالات مرتبط
آستروسیتوم آناپلاستیک
Astrocytoma شایع ترین نوع گلیوم است که معمولاً مغز و گاهی اوقات نخاع را درگیر می کند. علت دقیق آستروسیتوم آناپلاستیک ناشناخته است.در نوروفیبروماتوز نوع I، سندرم Li-Fraumeni و توبروس اسکلروزیس با فراوانی بیشتری رخ می دهد. اکثریت قریب به اتفاق آستروسیتوم ها به فرزندان منتقل نمی شوند. تأثیر سن بر survival تنها برای 2 سال اول پس از تشخیص وجود دارد. Direct Invasion و رقابت برای اکسیژن است که منجر به آسیب hypoxic به پارانشیم طبیعی مغز می شود. رادیکال های آزاد، انتقال دهنده های عصبی و مدیاتور های التهابی نیز مسئول ایجاد اختلال در هموستاز هستند. Mass Effect ناشی از تومور نیز مسئول علائم و بالینی مختلف است. Anaplastic Astrocytoma : در بزرگسالان - فقدان تکثیر اندوتلیال - Grade III . علائم General شامل سردرد ، حالت تهوع، استفراغ، مشکلات شناختی، تغییرات شخصیتی و اختلالات راه رفتن است. علائم Focal شامل تشنج، آفازی یا نقص میدان بینایی است. تشنج در حدود 90 درصد از بیماران درجه پایین رخ می دهد. یک neurological examination کامل همیشه ضروری است. ایید محل دقیق تومورها باید با تصویربرداری عصبی انجام شود. MRI بهترین روش تصویربرداری برای تشخیص است. تا حد امکان باید از کنتراست Gadolinium استفاده شود. در صورت وجود هرگونه منع برای MRI ، ممکن است CT scan انجام شود. در صورت یافتن تومور، جراح مغز و اعصاب باید biopsy از آن را انجام دهد. Standard of care: برداشتن تومور با جراحی و به دنبال آن EBRT و temozolomide 1 تا 1.5 ساعت قبل از radiation. پس از پرتودرمانی: تموزولوماید را با دوزهای بالاتر یا PVC (پروکاربازین، لوموستین، وین کریستین). تشخیص افتراقی :Glioblastoma multiforme - Brain metastasis - Brain abscess -Oligodendroglioma - Encephalitis - Multiple sclerosis - Primary CNS lymphoma - Toxoplasmosis
تومور های هیپوفیزی عملکردی
آدنوماهای هیپوفیزی تودههای رشدیافتهای از سلولهای مونوکلونال با علائم تولید بیش از حد هورمونی، با یا بدون پرزانتاسیون عصبی هستند. پرولاکتینوماها، آدنوماهای غیرعملکردی هیپوفیز، آدنوماهای تولیدکنندهی هورمون رشد، آدنوماهای تولیدکنندهی هورمون آدرنوکورتیکوتروپین، آدنوماهای مولد هورمون تحریککنندهی تیرویید، آدنوماهای تولیدکنندهی گنادوتروپین و اینسیدنتالوماها نمونههایی از تومورهای هیپوفیزیاند. آدنوماهای هیپوفیزی براساس سایز به دستهی میکروآدنوم با سایز کمتر از یک میلیمتر و ماکرو آدنوم تقسیم میشوند.تومورهای منشا رده سلولی Pit-1 , مسوول تولید بیش از حد هورمون ادرنوکورتیکوتروپین اند. تومور های منشا رده سلولی TPIT ,با رشد خوشخیم و تولید بیش از حد هورمون رشد, پرولاکتین وTSH همراه اند. عملکرد بیش از حد گنادوتروپین ممکن است با علائم اثر تودهای، هیپوفیز یا حتی بدون علامت ظاهر شود. تشخیص بر اساس علائم بالینی است. اگر نشانهای از ترشح بیش از حد هورمون هیپوفیز وجود داشته باشد، آدنوم باید خارج شود.پانل هورمونی :پرولاکتین سرم، فاکتور رشد شبه انسولین 1 ، تست عملکرد تیروئید، همورمون لوتئینیزهکننده، هورمون تحریک فولیکولی، ارزیابی کورتیزول با آزمایش کورتیزول ۲۴ ساعته ادرار ، کورتیزول بزاق اواخر شب و سرکوب دگزامتازون است. اگر پرولاکتین سرم بیش از ۲۵۰ میکروگرم در لیتر باشد، احتمالات : پرولاکتینوما، کم کاری تیروئید، اثرات فشاری آدنوم کمعملکرد، بارداری و نارسایی کلیوی باید در نظر گرفته شود.همه بیماران با یا بدون علائم بینایی، یا با درگیری عصب بینایی در تصویربرداری باید تحت ارزیابی کامل میدان بینایی قرار گیرند. درگیری عصب جمجمه و علائم عصبی، شک به توده جمجمه را ایجاد میکند و MRI با یا بدون کنتراست گادولینیوم اجباری است. در صورت منع مصرف MRI یا CT برش نازک از مغز انجام می گردد. درمان جراحی ترانس اسفنوئیدال برای کاهش حجم توده ، رادیوتراپی و دارودرمانیبیشتر پرولاکتینومها با کابرگولین و بروموکریپتین (بیماران باردار) است. جراحی در آدنومهای تولید بیش از حد آدرنوکورتیکوتروپین مؤثر، اما در موارد غیر قابل تحمل، کتوکونازول، متیراپون و میفپریستون کاهش دهنده علائم هستند. اکترئوتید و لانروتید برای مهار هورمونهای رشد استفاده و در آکرومگالی، پگوویزومانت مفید است.