نقشه برداری ناهمگنی تومور مغزی گلیوما
خلاصه مقاله
🔰هوش مصنوعی(AI) از اساسی ترین تلاش های مایو کلینیک برای بهبود روش های تشخیصی و درمانی تومور مغزی گلیوما است. یکی از این اقدامات شامل ایجاد نقشههای منطقهای پیشبینیکننده از ویژگیهای تومور، برای هدایت درمان اختصاصی فردی است
#خبرنامه
#کمک_هوش_مصنوعی_به_نقشه_برداری_ناهمگنی_تومور_مغزی_گلیوما
🔰هوش مصنوعی(AI) از اساسی ترین تلاش های مایو کلینیک برای بهبود روش های تشخیصی و درمانی تومور مغزی گلیوما است. یکی از این اقدامات شامل ایجاد نقشههای منطقهای پیشبینیکننده از ویژگیهای تومور، برای هدایت درمان اختصاصی فردی است.
🔰در حال حاضر، تصمیمات بالینی بر تفسیر MRI و نمونهبرداری از تومور متکی است، که نمیتواند ناهمگنی گلیوما را به طور کامل به تصویر بکشد. این گوناگونی چالش بزرگی است، زیرا منجر به عود تومور و مقاومتش به درمان می شود.
🔰محققان مایو کلینیک در حال دریافت چندین نمونه بیوپسی موضعی با تصویر و مطابقت دادن آنها با MRI چند پارامتری هستند. کریستین آر سوانسون، محقق مایو کلینیک میگوید: «با ارتباط برقرار کردن بین مناطق بیولوژیکی مختلف تومور و مشخصههای مختلف تصویربرداری، این پروژه در نهایت به دنبال آن است که بتواند تنها با روش تصویربرداری مشخصات مناطق بیولوژیکی تومور را پیشبینی کند.
🔰با توجه به اینکه برای جمع آوری بافت گلیوما شانس های محدودی وجود دارد، تصویربرداری های مغزی هوشمندانه تری مورد نیاز است. دکتر بنداک می گوید: «ما می خواهیم با استفاده از اطلاعات بیوپسی، تصویربرداری ها را هوشمندتر کنیم. سیستم هوش مصنوعی ممکن است بتواند حتی الگوهایی که ما اکنون نمی شناسیم را تشخیص داده و تقویت کند».
🔰قبل از مداخله معمول جراحی برای برداشتن ضایعه مغزی چندین تصویربرداری بر روی بیمارانی که در این تحقیق شرکت می کنند، انجام می شود. این تصویربرداری ها شامل MRI پرفیوژن کنتراست حساسیت پویا(DSC) و تصویربرداری دیفیوژن تنسور(DTI)، علاوه بر اسکن های استاندارد T1، T1Gd، T2 و T2 FLAIR است.
🔰در طول جراحی،سیستم نورونوگیشن(رهیابی عصبی) مکان های آناتومیک نمونه را ردیابی می کند. پس از جراحی، ناهنجاری های ژنتیکی در نمونههای بافت با توالییابی کل اگزوم و RNA و همچنین سایر تکنیکهای آنالیز بافت اندازهگیری میشوند. سپس دادههای حاصل برای تولید، آزمایش و تأیید نقشههای منطقهای پیشبینیکننده توزیع فضایی تراکم سلولهای تومور و نشانگرهای ژنتیکی و سایر نشانگرهای بیولوژیکی کلیدی مرتبط با درمان استفاده میشوند.
🔰پژوهش های اخیر پیچیدگی بیولوژیکی تومورنفوذکننده در گلیوما درجه بالا(بد خیم) را آشکار ساخته است. محققان نشان دادند که مناطق تومورnon-enhancing بیشترین نسبت جهشهای خاص(private) را صرف نظر از وضعیت IDH (لاکتات دهیدروژناز) دارند.
🔰از دیدگاه دکتر سوانسون این موضوع نشان دهنده این است که بار جهشی در گلیوما درجه بالا(بد خیم) تحت تاثیر محل نمونه است. همچنین پیشنهاد شده است که بیثباتی ژنومی منطقهای و تهاجم تومور در اوایل پیشرفت گلیوما رخ دهد.
🔰شناسایی مناطق بیولوژیکی تومور مهاجم می تواند به درمان هدفمند در آینده کمک کند. روش های درمانی جدید به طور جدی مورد نیازند. گلیوماهای تهاجمی به ویژه چالش برانگیز هستند، زیرا همیشه سلول های توموری در مغز پس از هر جراحی باقی می مانند.
🔰استقبال مایوکلینیک از هوش مصنوعی مبتنی بر تعهد به مراقبت از بیمار است. دکتر بندوک می گوید: «این تمایل ما را ملزم به استفاده از انقلاب دیجیتال می کند. "ما برای سنت های پر قوت خود در کلینیک مایو ارزش قائل هستیم. اما هر سنت زمانی یک انقلاب بود."
منبع خبر
گردآورنده: دکتر زهرا نجفی
ادیتور: دکتر مهدی مهماندوست
✨شکوه دنیای اعصاب در انجمن علمی دانشجویی جراحی اعصاب
با ما همراه باشید.✨
🆔English:@NeurosurgeryAssociation
🆔Persian:@Neurosurgery_Association
مقالات مرتبط
تومورهای تالاموسی
تومورهای تالاموس نادر هستند و تقریباً 5 درصد از کل تومورهای مغزی را تشکیل می دهند. در همه گروه های سنی رخ می دهد اما در کودکان شایع تر است. پیشرفتها در روشهای تصویربرداری و تکنیکهای میکروسرجری، رویکردهای هدفمند جمجمهای را ایجاد کرده است که عوارض جراحی را به حداقل میرساند و میزان ایمن برداشتن ضایعه را به حداکثر میرساند. با ادامه پیشرفت تکنیکهای جراحی میکروسکوپی، رویکردهای جراحی مؤثرتری برای تومورهای تالاموس قابل دستیابی است. علائم و نشانهها مربوط به افزایش فشار داخل جمجمه (به عنوان مثال، سردرد پیشانی، بی حالی و استفراغ) و علائم ادم پاپی می شود. قسمت داخلی هر تالاموس مرزهای جانبی بطن سوم را تشکیل می دهد. اختلال در هسته های خاص (specific nuclei) می تواند یافته های ویژهای را استخراج کند: هسته های Reticular و intralaminar - هسته های حسی - هسته های Effector - هسته های Associative - هسته لیمبیک. MRI با کنتراست، روش تشخیصی اصلی برای این تومورها است. توالی بازیابی وارونگی ضعیف شده با مایع (FLAIR) می تواند برای تومورهایی که با کنتراست تقویت نمی شوند مفید باشد. تصویربرداری (DTI) می تواند به ایجاد رابطه بین مسیر قشر نخاعی و تومورهای تالاموس، به ویژه نوع thalamopeduncular کمک کند. تومورهای اولیه تالاموس منشأ گلیالی دارند. شیمیدرمانی. برخی از جراحان بسته به تشخیص، روش stereotactic needle biopsy و درمان کمکی (adjuvant) را دنبال میکنند (2). هیدروسفالی علامت دار اغلب به مداخله جراحی برای قرار دادن شانت ventriculoperitoneal یا جراحی debulking نیاز دارد تا بتواند دینامیک مایع مغزی نخاعی native (CSF) را فعال کند. انتخاب روش مناسب به منشاء، الگوی رشد تومور در رابطه با ساختارهای طبیعی و پاتولوژی مشکوک بستگی دارد. سطح راحتی و تجربه جراح با رویکرد انتخابی نیز عامل مهمی است. روشهای جراحی متعددی، از جمله روشهای anterior interhemispheric transcallosal، transcortical transventricular، contralateral infratentorial supracerebellar، posterior interhemispheric parasplenial و transsylvian transinsular توصیف شدهاند. آناتومی ورید و تغییرات آن در اطراف superior parietal lobule باید قبل از جراحی برای مسیرهای بین نیمکره ای مورد توجه قرار گیرد. 6 ناحیه تشریحی تالاموس : منطقه 1: تومورهای تالاموس قدامی تحتانی (رویکرد زیر پیشانی سوپراکاروتید اوربیتوزیگوماتیک) روش Transrostral/Subfrontal Translamina Terminalis Approach :این رویکرد محدود به تومورهای نسبتاً کوچک تالاموس قدامی تحتانی است. رزکسیون کلی تومورهای بزرگ معمولاً مشکل ساز است و بدون عقب نشینی غیرمجاز (undue retraction) در ساختارهای عصبی عروقی طبیعی اطراف امکان پذیر نیست. این رویکرد مناسب نیست و مسیر orbitozygomatic را که در بالا مورد بحث قرار گرفت، رویکرد بهتری است. منطقه 2: تومورهای تالاموس داخلی رویکرد( Anterior Interhemispheric Transcallosal ) :مرکز تومور در ناحیه تالاموس قدامی و میانی قرار دارد و به سطح pial دیواره بطن سوم می رسد روش Suprapineal Recess/Supracerebellar Transventricular: از معایب این روش می توان به آسیب پذیری habenula، رگ Galen و quadrigeminal plate اشاره کرد. منطقه 3: تومورهای تالاموس جانبی روش (Contralateral Anterior Interhemispheric Transcallosal Approach) نتیجه از رویکرد طرف مقابل (contralateral approach)، از طریق این اپروچ یک مسیر عرضی جانبی امکان پذیر (more feasible lateral cross-court trajectory) به سمت تالاموس جانبی به دست می آید. در هنگام برداشتن ضایعات تالاموس جانبی به دلیل مجاورت نزدیک کپسول داخلی باید احتیاط کرد.
سیستم های رباتیک جراحی های استریوتاکتیک پیچیده را تسهیل می کنند
سیستم های رباتیک جراحی های استریوتاکتیک پیچیده را تسهیل می کنند